
بهره گيري از اقيانوسها تنها محدود به فرايندهاي زيستي نمي باشد بلكه تحولات و وقايع زمينشناسي طي دورانها و ادوار زمينشناسي همواره به گسترش حوضههاي اقيانوسي يا از ميان رفتن آنها(مانند اقيانوس كهن تتيس) و ظهور جزاير، خشكيها و قارهها در نتيجه فرايندهاي زمينساختي و كوهزايي وابسته بوده است. اين تحولات زمينشناسي در قالب تكتونيك صفحهاي توجيه كننده ظهور خشكيها و قارهها به عنوان بستري مناسب براي زندگي زيستمندان خشكي بوده است.
چرخه فرسايشي خشكيها و حمل رسوبات به دريا و فرايند رسوبگذاري از جمله پديدههاي مهم زمينشناسي است كه به طور مستمر در زمين صورت مي گيرد. هوازدگي، فرسايـش، رسوبگذاري و بالاخره دياژنز يا سختشدگي رسوبات منجر به تشكيل انواع سنگهاي رسوبي و همچنين تشكيل برخي كانسارها و ذخائر معدني در بستر درياها و اقيانوسهــــا ميگردد. اين رسوبات مجددا در چرخهاي نو با انباشتگي و چينخوردگي از آب خارج شده و تشكيل سرزميني جديد ميدهند و بدين ترتيب اين تحولات چرخهاي همواره پويا باقي ميمانند. از كل آبهاي هيدروسفر حدود 97 درصد مربوط به وزن آبهاي موجود در درياها و اقيانوسها است و چرخش آب در هيدروسفر موجب تغييرات ژئوشيميايي از جمله هوازدگي و حمل مواد جامد و محلول مي گردد. ذرّات رسوبي كه از سطح خشكيها وارد محيط رسوبــي مي گردند داراي تنوّع بسيار مي باشند ولي در اين ميان تركيبات سيليكاته مانند ذرات تخريبي سيليسي و رسها اهميت زيادي داشته و همراه با كانيهاي سنگين و عناصر فلزي در محيط رسوبي انباشته ميشوند. تجزيه و تخريب شيميايي اين رسوبات موجب آزادي پارهاي از عناصر شيميايي در محيط رسوبي ميگردد. بنابراين مطالعه رسوبات بستر و آب درياها و بررسي عناصر و كانيهاي سنگين و ذخائر معدني سواحل از جمله اهداف مهم در بررسيهاي زمينشناسي دريايي است كه به طور غير مستقيم مي تواند مورد استفاده ديگر علوم، از جمله بررسي مناطق و تعيين محدودههاي مناسب براي پرورش ميگو و ديگر موجودات آبزي قرار گيرد.