گوه
هاي افزايشي (Accretionary
wedge):
رسوبات
يا لايه بالايي روي يك ورقه تكتونيكي كه به
هنگام برخورد ورقه هاي اقيانوسي و قاره اي
تجمع يافته و دگر شكل مي گردند.اين رسوبات از
روي پوسته اقيانوسي فرورونده تراشيده شده و به
لبه ورقه قاره اي افزوده مي شوند.
|
|
 |
گسل
فعال (Active
fault):
گسلي
است كه احتمال دارد در آينده زلزله ديگري را
ايجاد كند. اگر گسلي در ده هزار سال گذشته يك
بار و يا بيشتر حركت ايجاد كرده باشد به عنوان
گسل فعال در نظر گرفته مي شود.
|
|
 |
گسل(Fault):
شكستگي
است كه در هر دو طرف آن بلوكهاي پوسته اي به
موازات گسيختگي نسبت به هم حركت مي
كنند.گسلهاي امتدادلغزشكستگيهاي عمودي(يا
تقريبا عمودي) هستند كه در آن بلوكها اغلب به
صورت افقي حركت مي كنند.اگر بلوك روبه روي
بيننده به سمت راست حركت كند،نوع لغزش راست بر
ناميده مي شود.اگر بلوك به سمت چپ حركت كند
،حركت چپ بر ناميده مي شود.گسلهاي شيب لغز
شكستگيهاي شيب داري هستند كه در آنها بلوكها
اغلب به صورت قائم حركت كرده اند. اگر توده
سنگي بالاي سطح گسلي به سمت پايين حركت كند
گسل عادي ناميده مي شود.در حالي كه اگر سنگهاي
بالاي سطح گسلي به سمت بالا حركت كنند گسل
معكوس(تراستي) ناميده مي شود.گسلهاي مورب لغز
مولفه هاي هر دو نوع لغزش را دارند.
|
 |
گوژ
گسل(Fault
gouge):
سنگهاي
خرد شده اي هستند كه به هنگام حركت گسل در اثر
اصطكاك بين دو بلوك گسلي ايجاد مي شوند.
|
 |
گرانش(Gravity):
جاذبه
ميان دو جسم،مثل زمين و جسمي روي سطح
آن.معمولا به صورت شتاب جاذبه عنوان مي
شود.تغييرات جاذبه براي به دست آوردن اطلاعاتي
درباره ساختار ليتوسفرزمين و گوشته بالايي آن
به كار مي رود.
|
 |
گسيختگي
زمين(Ground
failure):
اصطلاح
كلي براي زمين لغزش،آبگونگي،گسترش جانبي و
عوارض ديگر لرزش كه پايداري زمين را تحت تاثير
قرار مي دهند.
|
گسل
قفل شده (Locked
fault):
گسلي
است كه لغزش زيادي ندارد زيرا مقاومت اصطكاكي
روي گسل بيشتر از استرس برشي آن است(اين گسل
قفل شده است).اين گسلها مي توانند براي مدت
طولاني استرين را ذخيره كنندسپس هنگامي كه
ميزان استرين بر مقاومت اصطكاكي غلبه
كرد،استرين را دريك زمين لرزه آزاد مي كند.
|
|
 |
گوشته(Mantle):
بخش
دروني زمين بين هسته خارجي فلزي و پوسته.
|
 |
گسل
عادي(Normal
fault):
گسل
را ببينيد.
|
 |
گسل
راندگي(Thrust
fault):
گسل را ببينيد.
|
 |
گسل
تراريخت(Transform
fault):
نوعي
گسل امتدادلغز كه بين عناصر تكتونيكي ،مثل
ورقه هاي اقيانوسي، لغزش افقي ايجاد مي
كند.اغلب ازپشته هاي اقيانوسي منشا مي گيرند.
|
 |
گسترش
بستر اقيانوس(Sea
– floor spreading):
معكوس
شدن قطبين مغناطيسي را ببينيد.
|
 |
گشتاور
لرزه اي (Seismic
moment):
اندازه
گيري بزرگاي زمين لرزه بر مبناي مساحت
گسيختگي، ميانگين لغزش، و نيروي لازم براي
غلبه بر مقاومت چسبندگي سنگها كه گسلش اين
مقاومت را از بين مي برد.گشتاور لرزه اي را مي
توان ازطيف دامنه امواج لرزه اي هم محاسبه
كرد.
|
گسلش
سطحي(Surface
faulting):
جابه
جايي و گسيختگي كه به هنگام لغزش روي گسل به
سطح زمين مي رسد.معمولا با دو زمين لرزه كم
عمق همراه است كه عمق اپي سنتر هر دو كمتر از
20كيلومتر است.گسلش سطحي ميتواندبا خزش
غيرلرزه اي يا فرونشستهاي ناشي از فعاليتهاي
بشري هم همراه باشد.
|
 |