پس
لرزه (
Aftershocks):
به
زمين لرزه هايي گفته مي شود كه پس از زلزله
اصلي به وقوع مي پيوندند.اين زلزله ها كوچكتر
از زمين لرزه اصلي هستند و به اندازه يك تا دو
برابر طول گسل دورتر از جايگاه گسله اصلي رخ
مي دهند.به طور كلي، زمين لرزه هاي بزرگتر،پس
لرزه هاي بيشتر و بزرگتري هم دارند كه تا مدت
زمان طولاني تري به وقوع مي پيوندند.
|
|
 |
پشت
كمان (
Backarc):
ناحيه
به سمت قاره يك رشته آتشفشاني (
;كمان
آتشفشاني) در سيستم فرورانش.
|
|
 |
پي
سنگ (
Basement):
سنگهاي
آذرين و دگرگوني سخت و معمولا قديمي كه در زير
توالي رسوبي اصلي يك منطقه قرار مي گيرد و به
سمت پايين تا قاعده پوسته ادامه دارد.
|
پوسته(
Crust):
خارجي
ترين لايه زمين ،كه ضخامت آن از 10تا65كيلومتر
در تغيير است.15تا 35 كيلومتر بالايي پوسته
آنقدر شكننده است كه زمين لرزه ايجاد كند.
|
|
 |
پيش
كمان (forearc):
ناحيه
ميان زون فرورانش و رشته ولكانيكي(كمان
ولكانيكي).
|
 |
پيش
لرزه(Foreshocks):
پيش
لرزه ها زمين لرزه هاي نسبتا كوچكي هستند كه
قبل از زمين لرزه اصلي كه
Mainshock
ناميده مي شود رخ مي دهند.همه زمين لرزه ها
پيش لرزه ندارند.
|
|
 |
پهنه
لرزه اي (Seismic
zone):
منطقه
لرزه خيزي كه احتمالا دچار لرزش مي شود.مثل
زون لرزه اي نيو مادريد.
|
پهنه
فرورانش(Subduction
zone):
محلي
كه دو ورقه ليتوسفري به هم برخورد كرده و يكي
به روي ديگري رانده مي شود.اغلب زمين لرزه هاي
دنيا به موازات مرز دو ورقه و يا درون آن رخ
مي دهند.
|
 |
پرتوسنجي(Radiometric):
مربوط
به اندازه گيري زمان زمين شناسي با استفاده از
راديوايزوتوپهاي مشخص موجود در سنگها و نرخ
تجزيه شناخته شده آنها.
|
پلئيستوسن(Pleistocene):
به
فاصله زماني بين 10.000 سال قبل و
1.650.000سال قبل گفته مي شود.به صورت يك
اصطلاح توصيفي براي سنگها يا گسلها به كار مي
رود كه به ترتيب زمان تشكيل سنگ يا زمان آخرين
لغزش گسل را نشان مي دهد.گسلهاي پليستوسن را
مي توان به عنوان گسلهاي فعال در نظر گرفت اما
معمولا نرخ فعاليت آنها كمتر از گسلهاي جوانتر
است.
|
 |
پشته
هاي ميان اقيانوسي(Oceanic
spreading ridge):
شكستگي
اي در كف اقيانوس كه مواد مذاب از طريق آن به
سطح رسيده و پوسته جديدي را مي سازند. مي توان
اين شكستگيها رادر كف اقيانوس به صورت پشته
هاي خطي ديد كه در نتيجه رسيدن سنگهاي مذاب به
كف اقيانوس و سرد شدن آنها ايجاد مي شوند.
|
 |